1. Skip to Main Menu
  2. Skip to Content
  3. Skip to Footer
سایت "بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی" تنها منبع رسمی اخبار و آثار شهید بهشتی است

تشکل دانشجویی: خانه و پیرامون خانه

 تصور این که تشکل دانشجویی بتواند به مثابه یک حزب سیاسی عمل کند، هم خطاست و هم خطرناک. خطاست چون به لحاظ عضویت سیال است، و خطرناک است چون در عمل، راه را برای اعمال نفوذ فعالانی که زمانی از یک تشکل دانشجویی برخاسته بودند در تشکلی که دیگر واجد شرایط عضویتش نیستند باز می کند

سید علیرضا حسینی بهشتی  

از همین ابتدا بگویم که قصد ارایه یک بحث علمی ندارم. می خواهم دیدگاه خودم را برای دوستان جوان تر خودم بگویم و بس. انتظار هم ندارم حرف هایم را بپذیرید، اما انتظار دارم نظراتتان را درباره این حرف ها بشنوم چون باور دارم دیگر زمانه خطابه گذشته و عصر ما، عصر «مخاطبه» یا آن چه معمولا «گفتگو» می نامیم است.

از وقتی که خودم دانشجو بودم و سهمی در فعالیت های دانشکده مان، تا زمانی که به کارنامه تلاش های شهید بهشتی در تشکیل اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا برخوردم و تاکنون، این پرسش دو بخشی برایم مطرح بوده است: «تشکل دانشجویی چه کارهایی می تواند بکند و چه کارهایی نباید بکند؟» و به دنبال آن، پرسش هایی از این قبیل که آیا تشکل دانشجویی کارکردی صرفا صنفی دارد؟ آیا تشکل دانشجویی یک حزب سیاسی است؟ آیا دائره فعالیت تشکل دانشجویی به دانشگاه محدود می شود؟

شاید نقطه آغاز تلاش برای یافتن پاسخ این پرسش ها، درک ماهیت تشکل دانشجویی باشد. دانشگاه، به یک معنا، آئینه اجتماع است: دانشجویان از اقشار مختلف، شهرهای مختلف، فرهنگ های مختلف، جنسیت مختلف، و با باورهای مختلف درباره چیستی زندگی، چند سالی در کنار یکدیگر زندگی می کنند. بنابراین، تشکل دانشجویی، اگر بخواهد زنده و پویا بماند، طبیعتا باید تا آنجا که می تواند در بر گیرنده این تنوع باشد. اگر قرار است چندسالی با یکدیگر زندگی کنیم، طبیعتا باید یکدیگر را چنان که هستیم به رسمیت بپذیریم. در نتیجه، آن دسته از تشکل های دانشجویی که سعی می کنند اعضای خویش را و بلکه دیگر دانشجویان را در قالبی از پیش تعریف شده بگنجانند، دایره تأثیرگذاری شان را به دست خودشان محدود می کنند. از اینجا می خواهم به نکته دیگری برسم و آن این که تشکل دانشجویی یک ویژگی دارد که هم نقطه قوت آن به شمار می رود و هم نقطه ضعفش و آن این که به سبب ثابت نبودن اعضایش نمی تواند مانند یک حزب سیاسی عمل کند، اما در عین حال، فضای سیال و پویایی می آفریند که احزاب سیاسی به سختی می توانند در این زمینه با آن رقابت کنند. آیا این به معنی این است که تشکل سیاسی نباید فعالیت سیاسی کند؟ قطعا چنین نیست و نمی تواند باشد. سیاست هم بخشی از زندگی ما شهروندان است و اگر ما هم تمایلی نداشته باشیم که با سیاست سروکار داشته باشیم، سیاست با ما کار دارد.

گر بگویند که مرا با تو سروکاری نیست                 در دیوار گواهی بدهند کاری هست

با این همه، تصور این که تشکل دانشجویی بتواند به مثابه یک حزب سیاسی عمل کند، هم خطاست و هم خطرناک. خطاست چون به لحاظ عضویت سیال است، و خطرناک است چون در عمل، راه را برای اعمال نفوذ فعالانی که زمانی از یک تشکل دانشجویی برخاسته بودند در تشکلی که دیگر واجد شرایط عضویتش نیستند باز می کند. به بیان دیگر، سایه پدرخوانده ها همیشه بر فرایندهای تصمیم گیری تشکل ها سنگینی خواهد کرد. البته فارغ التحصیلان و اعضای سابق تشکل های دانشجویی می توانند از طریق شکل دادن به انجمن های فارغ التحصیلی، مجمع ادوار یا جمع هایی مانند آن با تشکل دانشجویی که زمانی عضو آن بودند مرتبط باشند و اعضای کنونی هم می توانند و بلکه بایسته است که از تجربیات آنها استفاده کنند. اما اصرار اعضای سابق بر داشتن نقشی فراتر از این در تصمیم گیری های اعضای کنونی، منجر به تهی شدن تشکل دانشجویی از تحرک و آزادگی ذاتی اش خواهد شد. این که می بینیم با نزدیک شدن به زمان کنش های سیاسی جمعی مانند انتخابات، هم احزاب و گروه های سیاسی در جهت یارگیری تشکل ها تلاش می کنند و هم تشکل ها در جستجوی یافتن پناهگاه سیاسی تقلا می کنند، ناشی از همین تصور خطاست. در نتیجه، پس از هر انتخابات شاهد بحران هویت در تشکل های دانشجویی هستیم. پس فعالیت سیاسی تشکل دانشجویی در برهه های زمانی مانند انتخابات چه می تواند باشد؟ به باور من، تشکل دانشجویی می تواند در رابطه ای انتقادی (آنچه بیش تر ترجیح می دهم «نقد اجتماعی مشفقانه» که ترجمه اصل عالی اسلامی «امر به معروف و نهی از منکر» است بنامم) با مناسبات قدرت قرار گیرد: اوضاع و شرایط جامعه، دولت و کشور را رصد کند، کارنامه هر نهاد قدرت (از جمله احزاب سیاسی) را مورد ارزیابی منصفانه قرار دهد، فضای گقتگو و تضارب آراء برای طرح مطالبات عمومی را فراهم سازد و دانشجویان را در تبیین دیدگاه ها، نظرات و جهت گیری های سیاسی شان یاری دهد. این با پیمان اخوت بستن با این یا آن حزب سیاسی بسیار متفاوت است. در چنین رابطه انتقادی، تشکل دانشجویی از احزاب سیاسی می خواهد از صرف تبلیغات سیاسی فراتر بروند و بنیان های فکری و مواضع و برنامه هایشان در قبال مطالبات عمومی را شفاف سازند. همچنین، پس از انتخابات هم به دیده بانی پیروز انتخابات می پردازد و نتایج این دیده بانی را بطور مرتب به جامعه مخاطبش (عمدتا دانشجویان) ارایه می کند. در نتیجه، اگر اعضای یک تشکل دانشجویی از یک نامزد انتخاباتی (ریاست جمهوری، شورای شهر یا مجلس) حمایت به عمل آورد، به این معنا نخواهد بود که این حمایت، زبان آن را نسبت به نقد عملکرد آن نامزد پس از پیروزی در انتخابات کوتاه کند.

لازمه پایبندی به چنین موضع انتقادی، حفظ استقلال تشکل دانشجویی است؛ و کیست که نداند که استقلال مالی، مهم ترین و در عین حال دشوارترین وجه آن به شمار می رود؟ به جای تلاش برای تأمین منایع مالی از طریق کمک های داوطلبانه یا اخذ حق عضویت (که معمولا در محیط دانشجویی رقم قابل توجهی نیست)، صدالبته آسان تر این خواهد بود که بند ناف تشکل دانشجویی به مراکز قدرت و احزاب سیاسی متصل باشد. اما همه کسانی که دستی در فعالیت های اجتماعی دارند می دانند که حلاوت حفظ استقلال مالی و به ثمر رسیدن تلاش های مبتنی بر کار داوطلبانه، چنان ارزشمند است (و پر برکت) که هیچ چیزی نمی تواند جایگزینش باشد. کتاب بسیار جالبی از شهید بهشتی منتشر شده است با عنوان «اتجادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا» که خواندنش را به همه فعالان دانشجویی توصیه می کنم. مطالب کتاب پر است از نکات مهم تشکیلاتی که در سال های اقامت ایشان در اروپا (1349-1344) در نشست های تشکیلاتی اتحادیه بیان شده است. از جمله، توصیه مکررشان به اتحادیه در حفظ استقلال مالی، حتی از مرکز اسلامی هامبورگ که خود شهید بهشتی مدیریتش را بر عهده داشت!

گفتم که دانشجو آئینه اجتماع است. تشکل دانشجویی هم باید همواره آئینه اجتماع باشد و استقلال آن از همین جهت است که اهمیتی حیاتی دارد. درآمیختن همین استقلال با آنچه از آن به «یک لاقبایی» دانشجو تعبیر می شود است که امکان تحرکات اجتماعی و تحمل هزینه های آن را برای آن آسان می سازد. از این نقطه می خواهم به بحث رابطه تشکل دانشجویی با اجتماع منتقل شوم: حرکت از خانه به پیرامون خانه. در غرب که محیط پیدایش دانشگاه به شکل مدرن آن است، تا پیش از وقوع جنبش دانشجویی مه 1968 فرانسه، ورود به دنیای دانشجویی بیش تر به معنای ورود به فضای نوعی نخبگی بریده از متن جامعه محسوب می شد. از بعد از آن حوادث اما، دانشجویان آوانگارد حرکت های اجتماعی و سیاسی شدند. مشارکت دانشجویان در جنبش های مدنی فراگیر شد و «درد» اجتماع را فهمیدن و مطالبه «درمان» آن، از دغدغه های تشکل های دانشجویی شد. می دانم که بخش قابل توجهی از این تحول تحت تأثیر احزاب چپ صورت گرفت، اما نفس پیوند با مطالبات عمومی را چنانچه این روزها مد شده «چپ روی» یا احیانا پوپولیسم تلقی کردن را نه منصفانه می دانم و نه متکی به استدلال علمی، مگر آن که اساسا هر گونه دغدغه مردمی داشتن را چپ زدگی بدانیم که در آن صورت خواهم گفت «زنده باد چپ روی»! در کشور ما هم جنبش دانشجویی با لایه های مختلف اجتماعی پیوندی ناگسستنی دارد و از همین روست که همواره خود را در کنار حرکت های اجتماعی مبارزه برای حقوق زنان، مبارزه با آلودگی محیط زیست و مبارزه با تبعیض می یابد. این یک واقعیت آشکار است. اما می خواهم از این فرصت استفاده کنم و بگویم شاید لازم باشد بخش مهمی از فعالیت های تشکل های دانشجویی معطوف به چیزی باشد که با عنوان «سیاست ورزی جامعه محور» می شناسیم. این با تلاش برای بسیج جامعه در حمایت از این یا آن جریان یا حزب سیاسی در دوران انتخابات تفاوت دارد. این گونه سیاست ورزی، در عین حال که سیاست ورزی حکومت محور را لازم می شمرد، کافی نمی داند. معتقدان به سیاست ورزی جامعه محور بر این باورند که صرف ورود به نهادهای قدرت، تحول بنیادین و پایدار در روند امور و اصلاح ساختاری نظام را در پی نخواهد داشت. در اینجا، فعال سیاسی از منظر برج عاج نشینی به معضلات اجتماعی نمی پردازد و برای آن نسخه نمی پیچید، بلکه فهم و (صدالبته تبیین) مطالبات عمومی و همراهی با اقشار مختلف برای دستیابی به جامعه ای بهتر، بستر اصلی فعالیت سیاسی اش را تشکیل می دهد. برای کسانی که به سیاست ورزی جامعه محور باور دارند، مسائلی مانند کودکان خیابانی، روسپیگری، تکدی، کارتن خوابی، فروپاشی خانواده ها و جرائم پنهان به همان اندازه اهمیت دارد که اموری که معمولا سیاسی خوانده می شود (مثل تشکیل مجلس از نمایندگانی که در حل بحران های جاری کارآمد باشند) مهم است. در این راستا، شناخت واقعیت های اجتماعی از ملزومات تلاش اجتماعی و سیاسی خواهد بود و به دنبال آن، تلاش داوطلبانه برای کمک به همه کسانی که نیاز به کمک دارند.

شاید بلافاصله این پرسش به ذهن خطور کند که مگر یک تشکل دانشجویی از چه امکانات مالی برخوردار است که بتواند در این راه به کار گیرد؟ در پاسخ می گویم که همیشه برای کمک به دیگران نیاز به منابع مالی بزرگ نیست. به عنوان مثال، می دانیم که بسیاری از خانواده های کم درآمد یا بی سرپرست، برای این که فرزندانشان از امکانات کمک آموزشی استفاده کنند از تمکن مالی برخوردار نیستند. آیا من به عنوان یک دانشجو نمی توانم هفته ای یک جلسه به رایگان به مشکلات درسی آنان رسیدگی کنم؟ آیا نمی توانم خرید داروهای فرد سالخورده ای که امکان خروج از خانه ندارد را به عهده بگیرم؟ بسیاری از مشکلات هست که با معرفی فرد نیازمند به مرکز یا شخصی که امکان حل مشکل را دارد مرتفع می شود. علاوه بر این، در این راه نه میزان کمکی که می توانیم بکنیم، بلکه نفس کمکی که می کنیم اهمیت دارد. قاعده «لایکلف الله نفسا الا وسعها» متوجه همین گونه محدودیت ها هم می شود. ای بسا کمک های کوچک من و شما، اگر با سلامت نیت همراه باشد، از کمک های کلان بسیاری دیگر، مؤثرتر باشد. باز هم در همین راستا به نمونه تشکیل صندوق های دانشجویی کمک به آوارگان فلسطینی توسط اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا اشاره می کنم که با بخشی از درآمد مختصر دانشجویان تأمین می شد.

سخن را کوتاه می کنم. تشکل های دانشجویی باید پیش از هر چیز به توانمندی های خود ایمان بیاورند. توان عظیمی که در تجمیع نیروهای کوچک اما زلال تشکل های دانشجویی نهفته است در هیچ حزب سیاسی یا نهاد رسمی یافت نمی شود.


دیدگاه‌ها
  • من

    الان این سایت مال بنیاد آثار شهید بهشتی است یا مال دفترِ آقازاده؟

  • تیم تحریریه

    با سلام و احترام.
    سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی متعلق به بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی است که توسط شورای سیاستگزاری متشکل از محققان و صاحبنظران اشنا به اندیشه های شهید بهشتی و تاریخ معاصر ایران و همکاری و نظارت خانواده شهید بهشتی مدیریت و اداره می شود. در این سایت تمامی مطالب مربوط به شهید بهشتی منتشر می شود و از قضا فرزندان آن شهید بزرگوار تاکید دارند که هیچ کدام مطالب مستقل اینان که مبتنی بر موضوعات دیگر اندیشه ای و مستقل از شهید بهشتی است نباید در سایت منتشر شود و استدلال می کنند که سایت متعلق به شهید بهشتی است و جای انتشار نظریات شخصی اعضای خانواده نیست چنانکه تابحال چنین نبوده است.
    مجموعه آثار شهید بهشتی به تدریج منتشر می شود. علت این انتشار تدریجی به استقلال مالی بنیاد و اتکای آن موسسه به نیروهای محقق و تاریخ نگاری است که پذیرفته اند با کمترین درآمد مالی در راه ترویج و نشر اندیشه های شهید بهشتی فعالیت کنند. طبیعتا این موانع مالی عدیده راه استخراج و بازخوانی اسناد منتشر نشده از شهید بهشتی را دشوار و کند می کند اما همین استقلال باعث می شود که تمامی اندیشه های شهید بهشتی بدون سانسور و گزینش جناحی یا باندی در دسترس مخاطبین قرار گیرد و خوانندگان و علاقه مندان آثار آن شهید به صورت کاملا طبیعی و غیر گزینشی با تمامی آثار ایشان آشنا و مواجه شوند.